خرید بک لینک
خداجونم سلام

امروز حالم خیلی خوب نیست ، یعنی به خاطر پریودم دل درد و کمر درد دارم. هر روز هم ک میگذره اوضاع پروژه برام سخت تر میشه. کار کردن برام سخت شده و نمیتونم خودمو راضی کنم.

امروز ک اومدم اولین پیامم به احمدرضا این بود "سلام ، من دل و کمرم خیلی درد میکنه، بیا من غر بزنم" اونم اومد گفت " سلام من حالم خیلی بده به خاطر جلسه فقط اومدم ببخشید دارم میرم جلسه اصلا دیشب نخوابیدم تب داشتم8:47 AMفعلا خدانگهدار"

خیلی ناراحت شدم ولیگفتم باشه خدانگهدار..

خدایا خودت میدونی ک من احمدرضا رو دوست دارم. نمیدونم واقعا شذرایطش چیه ولی تنها ادمی بود ک وقتی دیدمش همه چیز اون به دلم نشست...

میدونم مردها دوست ندارن یک زن بهشون نزدیک بشه و وابسته بشه! مخصوصا با شریایطی ک احمدرضا از خودش میگه...

ولی گاهی ک چ عرضص کنم خیلی دلم میخوادش..خیلی دلم براش تنگ میشه! اما نباید بگمو خودم رو کنترل کنم. هرچند ادم زرنگیه و من مطمئنم فهمیده

احساس میکنم بهم دروغ میگه. شاید یکی دوبا رگفته ! ب خاطر همین هر حرفی میزنه فکر میکنه راست نمیکه..

در رصورت من دوسش دارم.

خدایا خودت میدونی ک چقدر من بالا و پایین داشتم. خودت میدونی ک نه شایستگی کمکت رو دارم نه طاقت عذاب و بی تفاوتیت...

خدایا چ کار کنم؟! من احمدرضا رو خیلی دوست دارم.

میترسم بهش بگمو نزدیک بشم. گاهی میگم اینطوری بودن بهتر از هرگز نبودنه...و گاهی میگم اینطوری داری وابسته میشی بعدش چی!

خدایا خوش ب حال دختری ک احمدرضا رو داره....نمیدونم ولی فکر میکنم احمدرضا خیلی ماهه :)

نمیدونم برام چی در نظر گرفتی ولی من دلم خیلی احمدرضا رو میخاد

خیلی الان دلم محبتش رو میخواست..احساس میکنم خدایا دریگه حوصله جنگیدن ندارم. خیلی دوست داشتم محبتش رو داشته باشم. محبتش برام شیرینه

اما خدایا هم راضیم به رضای تو و هم اینکه ازت میخوام ک بببخشی..گناهانمو ببخش

خدایا به لیاقت من نگاه نکن به بزرگی خودت نگاه کن

احساس میکنم ، واقعا احمدرضا همون ادمیه ک هیچوقت از داشتنش پشیمون نمیشم. خدایا میشه از جلسه بیاد

دلم میخواد باهاش حرف بزنم

برچسب: نامه ای به خدا,نامه ای به رئیس جمهور بهرام,نامه ای به شوهرم,نامه ای به دخترم,نامه ای به پدر,نامه ای به همسرم,نامه ای به دوست,نامه ای به مادر,نامه ای به پسرم,نامه ای به دوست صمیمی, نویسنده: کامیار رضایی تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 1:50

صفحه بندی